بخش چهارم

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار

شاعر
عطار
مجموعه
بخش چهارم
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آن یکی دیوانه بر گوری بخَفت

از سرِ آن گور یک دم می‌نرفت

۱

سائلی گفتش: «که تو آشفته‌ای

جملهٔ عمر از چه اینجا خفته‌ای

۲

خیز سوی شهر آی، ای بی‌قرار!

تا جهانی خلق بینی بی‌شمار»

۳

گفت: «این مُرده، رهم ندهد به راه

هیچ -می‌گوید- مرو زین جایگاه

۴

زآنکه از رفتن رهت گردد دراز

عاقبت اینجات باید گشت باز

۵

شهریان را چون به گورستانست راه

من چه خواهم کرد شهری پرگناه

۶

می‌روم گریان چو میغ از آمدن

آه از رفتن! دریغ از آمدن!»

۷

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش چهارم (۱۳ شعر) قرار دارد.