بخش پنجم

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار

شاعر
عطار
مجموعه
بخش پنجم
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفت چون هاروت و ماروت از گناه

اوفتادند از فلک در قعر چاه

۱

هر دو تن را سرنگون آویختند

تادرون چاه خون میریختند

۲

هر دو تن را تشنگی در جان فتاد

زانکه آتش در دل ایشان فتاد

۳

تشنگی غالب چنان شد هر دو را

کز غم یک آب جان شد هردو را

۴

هر دو تن از تشنگی میسوختند

همچوآتش تشنه میافروختند

۵

بود ازآب زلال آن قعر چاه

تا لب آن هر دویک انگشت راه

۶

نه لب ایشان بر انجا میرسید

نه ز چاه آبی به بالا میرسید

۷

سرنگون آویخته در تف و تاب

تشنه میمردند لب بر روی آب

۸

تشنگیشان گر یکی بود از شمار

در بر آن آب میشد صد هزار

۹

بر لب آب‌ آن دو تن را خشک لب

تشنگی میسوخت جانها ای عجب

۱۰

هر زمانی تشنگیشان بیش بود

وی عجب آبی چنان در پیش بود

۱۱

تشنگان عالم کون و فساد

پیش دارند ای عجب آب مراد

۱۲

جمله درآبند و کس آگاه نیست

یا نمیبینند یا خود راه نیست

۱۳

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش پنجم (۱۰ شعر) قرار دارد.