غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خامش‌نفسی خفت گوینده ندارد

لبهای ز هم واشده جز خنده ندارد

۱

پرواز رسایی‌ که بنازیم به جهدش

چون رنگ به غیر از پر برکنده‌ ندارد

۲

خواهی به عدم غوطه زن و خواه به هستی

بنباد تو جز غفلت یابنده ندارد

۳

معیارتک و تاز من و ما ز نفس‌گیر

جز رفتن ازین مرحله آینده ندارد

۴

موج و کف دریای عدم سحرنگاری‌ست

نادار همه دارد و دارنده ندارد

۵

از دلق گشودیم معمای قلندر

پوشیدگی این است‌که‌ کس ژنده ندارد

۶

سیر خم زانو به هوس جمع نگردد

نامحرم معنی سر افکنده ندارد

۷

همواری و صحرای تعین چه خیال است

این تختهٔ نجار جنون رنده ندارد

۸

زین گردش رنگی که جبین ساز تماشاست

آنیست که صد جامهٔ زیبنده ندارد

۹

معشوق مزاجی‌ست ‌که این باغ تجدد

یک ریشه به جز سرو خرامنده ندارد

۱۰

جمعیت دل خواه چه دنیا و چه عقبا

موج گهر اجزا‌ی پراکنده ندارد

۱۱

بیدل سخن این است تأمل کن و تن زن

من خواجه طلب مردم و او بنده ندارد

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نداردقافیه: ـنده۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نداردندارد
  2. جهدشندارد
  3. هستیندارد
  4. نفس‌گیرندارد
  5. سحرنگاری‌ستندارد
  6. قلندرندارد
  7. نگرددندارد
  8. استندارد
  9. تماشاستندارد
  10. تجددندارد
  11. عقباندارد
  12. زنندارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.