کام از جهان گرفتم و ناکام هم شدم
آغاز چیست محرم انجام هم شدم
۱یاد نگاه او به چه کیفیتم بسوخت
عمری چراغ خلوت بادام هم شدم
۲پاس جداییام چه کمی داشت ای فلک
کامروز ناامید ز پیغام هم شدم
۳در عالمی که نقش نگین بال وحشت است
پایم به ننگ آمد اگر نام هم شدم
۴صد لغزشم ز ضعف به دوش تپش کشید
چون اشک اگر مسافر یک گام هم شدم
۵جز عبرتم ز دهر چه باید شکار کرد
گیرم به سعی حلقه شدن دام هم شدم
۶گوش جهان قلمرو اقبال ناله نیست
بیهوده داغ خجلت ابرام هم شدم
۷چون موی چینی از اثر طالعم مپرس
صبحم نفس گداخت اگر شام هم شدم
۸آخر در انتظار تو خاکم به باد رفت
یعنی غبار خاطر ایام هم شدم
۹چون گل مگر به گردش رنگ التجا برم
کز دور بینصیبم اگر جام هم شدم
۱۰یک عمر زندگی به توهم خیال پخت
آخر ز شرم سوختم و خام هم شدم
۱۱نامحرم حریم فنا چند زیستن
مو شد سفید قابل احرام هم شدم
۱۲باید ادا نمود حق زندگی به مرگ
زبن یکنفس بهگردن خود وام هم شدم
۱۳خجلت دلیل شهرت عنقای کس مباد
چیزی نشان ندادم و بدنام هم شدم
۱۴بیدل چو سایه محو ز خود رفتنم هنوز
وحشت بجاست گر همه آرام هم شدم
۱۵