غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

حباب‌وارکه کرد اینقدرگرفتارم

سری ندارم و زحمت پرست دستارم

۱

ز ناله چند خجالت‌کشم‌؟ قفس تنگ است

به بال بسته چه سازد گشاد منقارم

۲

هزار زخمه چو مژگان اگر خورند بهم

نمی‌برد چو نگه بی‌صدایی از تارم

۳

به راه سیل فنا خواب غفلتم برجاست

گذشت قافله و کس نکرد بیدارم

۴

ز انقلاپ بنای نفس مگوی و مپرس

گسسته بود طنابی‌که داشت معمارم

۵

طلب چو کاغذم آتش زد و گذشت اما

هزار آبله دارد هنوز رفتارم

۶

چو نقش پا مژه بستن نصیب خوابم نیست

ز سایه پیشتر افتاده است دیوارم

۷

تلاش مقصد دیدار حیرتست اینجا

به مهر آینه باید رساند طومارم

۸

به این متاع غبار کدام قافله‌ام

که بیخودی به پر رنگ می‌کشد بارم

۹

سماجت طلبی هست وقف طینت من

که‌ گر غبار شوم دامن تو نگذارم

۱۰

گرفتم آینه‌ام زنگ خورد، رفت به خاک

تو از کرم نکنی نا امید دیدارم

۱۱

به درد عاجزی من‌که می‌رسد بیدل

که برنخاست ز بستر صدای بیمارم

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـارم۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. اینقدرگرفتارمدستارم
  2. استمنقارم
  3. بهمتارم
  4. برجاستبیدارم
  5. مپرسمعمارم
  6. امارفتارم
  7. نیستدیوارم
  8. اینجاطومارم
  9. قافله‌امبارم
  10. مننگذارم
  11. خاکدیدارم
  12. بیدلبیمارم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.