ضحاک فردوسی
این بخش از «شاهنامه» فردوسی است و ۱۲ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۲).
- مورد منتشرشده
- ۱۲
ترتیب: صعودی · نزولی
جهان این بخش
شخصیتها
- سام پهلوانی و افسانهای
پهلوانی زابلی و پدر زال. از بهدنیا آمدن پسرش با موی سپید ناخشنود شد و او را در دامنهٔ البرز رها کرد؛ بعدها در بارگاه منوچهر جایگاهی بلند دارد.
- زال پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: دستان، زال زر
پسر سام و پدر رستم. با موی سپید به دنیا آمد و سیمرغ او را در آشیانهاش پرورد؛ بعد بر زابلستان فرمان راند و با رودابه پیوند بست.
- رودابه پهلوانی و افسانهای
همسر زال و مادر رستم. در سختیِ زایمانش به راهنمایی سیمرغ موبدی بر بالینش آمد و رستم به شیوهای شگفت از مادر جدا شد، بی آنکه مادر بمیرد.
- رستم پهلوانی و افسانهای · شخصیت اصلی
نامهای دیگر: تهمتن، رستم دستان، پیلتن
نامآورترین پهلوان شاهنامه و فرزند زال و رودابه. اسبش رخش است و از ماجراهای مشهورش هفتخان، نبرد با سهراب و نبرد با اسفندیار را میشمارند.
- تهمینه پهلوانی و افسانهای
دختر شاه سمنگان، همسر رستم و مادر سهراب. شبی که رستم میهمان سمنگان بود، خود به بالین او رفت و از او فرزندی خواست.
- سهراب پهلوانی و افسانهای
پسر رستم و تهمینه که در سمنگان به دنیا آمد. نبردی میان او و رستم از رویدادهای نامآور زندگی رستم شمرده میشود.
- کیکاووس پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کاووس
شاه کیانی و پدر سیاوش. رستم او را از بند شاه هاماوران رهانید و سیاوش را هم برای آموزش به رستم سپرد.
- سیاوش پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: سیاووش
فرزند کیکاووس و پدر کیخسرو. سالها نزد رستم در زابلستان پرورش یافت و در شاهنامه چهرهای پاکدل و بیگناه دارد.
- افراسیاب پهلوانی و افسانهای
شاه اسطورهای توران و پسر پشنگ. در داستانهای رستم و سیاوش حریف ایرانیان است و سرانجام به دست کیخسرو کشته میشود.
- گشتاسپ پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کیگشتاسپ
شاه کیانی، پسر لهراسپ و پدر اسفندیار. یکی از بخشهای شاهنامه به پادشاهی او نام گرفته است.
- اسفندیار پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: اسپندیار
شاهزادهٔ کیانی و پسر گشتاسپ. بیش از هر چیز به نبرد سوگانگیزش با رستم شناخته میشود که در آن کشته میشود.
- سیمرغ اسطورهای
پرندهای اسطورهای که زال را پرورد و در سراسر زندگی یار او و پسرش رستم بود.
- ۱بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بودچو ضحاک شد بر جهان شهریاربر او سالیان انجمن شد هزارخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاکچنان بد که هر شب دو مرد جوانچه کهتر چه از تخمهٔ پهلوانخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون راچو از روزگارش چهل سال ماندنگر تا به سر برش یزدان چه راندخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴ - زاده شدن فریدون، کشته شدن پدرش و پرورش او با شیر گاو برمایهبرآمد برین روزگار درازکشید اژدهافش به تنگی فرازخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵ - کشته شدن گاو برمایهنشد سیر ضحاک از آن جست جویشد از گاو گیتی پر از گفتگویخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶ - شانزدهسالگی فریدون و آگاهی او از گذشته و سرنوشت پدرشچو بگذشت از آن بر فریدون دو هشتز البرز کوه اندر آمد به دشتخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسرچنان بُد که ضحاک را روز و شببه نام فریدون گشادی دو لبخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸ - به پا خاستن فریدون در برابر ضحاکفریدون به خورشید بر برد سرکمر تنگ بستش به کین پدرخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیتالمقدس پایتخت ضحاکچو آمد به نزدیک اروندرودفرستاد زی رودبانان درودخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰ - آزاد شدن دختران جمشید از بند ضحاک به دست فریدونطلسمی که ضحاک سازیده بودسرش به آسمان بر فرازیده بودخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱ - خبر بردن کندرو ضحاک را از بساط فریدونچو کشور ز ضحاک بودی تهییکی مایهور بد به سان رهیخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک راجهاندار ضحاک از آن گفتگویبه جوش آمد و زود بنهاد رویخواندن شعر ‹
