بخش

تحفة‌الاحرار جامی

این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۶۲ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۶۲).

مورد منتشرشده
۶۲
صفحه
۴

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۶۲ مورد · نمایش ۴۹ تا ۶۲)

  1. ۴۹بخش ۴۹ - حکایت درازدستی که دست وی به بریدن از قلم وزارت کوتاه نشدبود یکی شاه که در ملک و مالعهد وزیری چو رسیدی به سالخواندن شعر ‹
  2. ۵۰بخش ۵۰ - مقاله پانزدهم در تنبیه آنان که صبح شیب از شب شباب ایشان دمیده است و در آن صبحگاهی نسیم آگاهی به مشام ایشان نرسیدهای تنت از شمع گدازنده ترشعله زنان آتش شیبت ز سرخواندن شعر ‹
  3. ۵۱بخش ۵۱ - حکایت سرد شدن پیر سفید موی از نفس آن خورشید گرم خوی که با زلف شبرنگ دم از صبح سفید مویی زدفصل خزان کز دم باد وزانکارگه رنگرزان شد رزانخواندن شعر ‹
  4. ۵۲بخش ۵۲ - مقاله شانزدهم در شرح حال نو رسیدگان غره به عهد جوانی که غره ماه عیش و کامرانی استای شده با موی سیاه از غروراز نفر موی سفیدان نفورخواندن شعر ‹
  5. ۵۳بخش ۵۳ - حکایت زاغی که چند روز در قفای کبکی دوید و از رفتار خود بازمانده به وی نرسیدزاغی از آنجا که فراغی گزیدرخت خود از باغ به راغی کشیدخواندن شعر ‹
  6. ۵۴بخش ۵۴ - مقاله هفدهم در اشارت به حسن خوبان و جمال محبوبان که دلفریب ترین گل این بهارستانند و ناشکیب ترین نقش این نگارستاننقش سراپرده شاهیست حسنلمعه خورشید الهیست حسنخواندن شعر ‹
  7. ۵۵بخش ۵۵ - حکایت زنگی که روی خود را در آیینه بی زنگ دید و به عکس روی خود آیینه را نپسندیددیو نژادی چو یکی تیره ابرلب چو خم نیل کبود و سطبرخواندن شعر ‹
  8. ۵۶بخش ۵۶ - مقاله هژدهم در اشارت به عشق که شور آن نمک خوان جگرخواران است و جراحت آن راحت جان دلفگارانرونق ایام جوانیست عشقمایه کام دو جهانیست عشقخواندن شعر ‹
  9. ۵۷بخش ۵۷ - حکایت عاشقی که در حضور معشوق به قصد دیگری دیده گشاد و بدان کج نظری از نظر معشوق افتادبوالهوسی بر سر راهی رسیدجلوه کنان چارده ماهی بدیدخواندن شعر ‹
  10. ۵۸بخش ۵۸ - مقاله نوزدهم در حسب حال خام طمعانی که از شعر شعر دامی بر ساخته اند و در دست و پای هر پخته و خامی انداختهبحر ازل موج کرم برگرفتدامن ساحل همه گوهر گرفتخواندن شعر ‹
  11. ۵۹بخش ۵۹ - حکایت مدح گفتن لاغری شاعر خواجه را که بر وی لباس آسودگی از فربهی تنگ آمده بودفربهی از خوان سخن پروریشاعریش کرده لقب لاغریخواندن شعر ‹
  12. ۶۰بخش ۶۰ - مقاله بیستم در پند دادن فرزند ارجمند که در بستان طفولیت به نبات حسن پرورده باد و در بستان بلاغت به نهایت کمال پی آوردهای شب امید مرا ماه نودیده بختم به خیالت گروخواندن شعر ‹
  13. ۶۱بخش ۶۱ - حکایت پیر هشیار با مرید فراموشکارساده مریدی ز جهان شسته دستآمد و در صحبت پیری نشستخواندن شعر ‹
  14. ۶۲بخش ۶۲ - ختم خطاب و خاتمه کتابخامه چو بر موجب جف القلمخشک بیستاد از این خوش رقمخواندن شعر ‹