غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر زمانی بر دلم باری رسد

وز جهان بر جانم آزاری رسد

۱

چشم اگر بر گلستانی افکنم

از ره گوشم به دل خاری رسد

۲

نیست امیدم که در راه دلم

شحنهٔ امید را کاری رسد

۳

نیستم ممکن که در باغ جهان

دست من بر شاخ گلناری رسد

۴

آسمان گر فی‌المثل پاره کنند

زان نصیب من کله‌واری رسد

۵

زخم‌ها را گر نجویم مرهمی

آخر افغان کردنم باری رسد

۶

از تو پرسم در چنین غم مرد را

جان رسد بر لب؟ بگو آری رسد

۷

پی گرفتم کاروان صبر را

بو که خاقانی به سرباری رسد

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: رسدقافیه: ـاری۷ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. رسدرسد
  2. افکنمرسد
  3. دلمرسد
  4. جهانرسد
  5. کنندرسد
  6. مرهمیرسد
  7. رارسد
  8. رارسد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.