نقش روی توام از پیش نظر مینرود
خاطر از کوی توام جای دگر مینرود
۱تا بدیدم لب شیرین تو دیگر زان روز
بر زبانم سخن شهد و شکر مینرود
۲عارض و زلف دو تا شیفته کردند مرا
هرگزم دل به گل و سنبل تر مینرود
۳مستی و عاشقی از عیب بود گو میباش
«در من این عیب قدیم است و بدر مینرود»
۴دوستان از می و معشوق نداریدیم باز
«که مرا بی می و معشوق بسر مینرود»
۵غم عشقش ز دل خستهٔ بیچاره عبید
گوشهای دارد از آنجا به سفر مینرود
۶