قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ پروین اعتصامی

مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع

سود خود را چه شماری که زیانکاری

ره نیکان چه سپاری که گرانباری

۱

تو به خوابی، که چنین بیخبری از خود

خفته را آگهی از خود نبود، آری

۲

بال و پر چند زنی خیره، نمی‌بینی

که تو گنجشک صفت در دهن ماری

۳

بر بلندی چو سپیدار چه افزائی

بارور باش، تو نخلی نه سپیداری

۴

چیست این جسم که هر لحظه کشی بارش

چیست این جیفه که چون جانش خریداری

۵

طینت گرگ بر آن شد که بیازارد

ز گزندش نرهی گرش نیازاری

۶

اهرمن را سخنان تو نترساند

که تو کردار نداری، همه گفتاری

۷

بزبونی گرویدی و زبون گشتی

تو سیه طالع این عادت و هنجاری

۸

دل و دین تو ربودند و ندانستی

دین چه فرمان دهدت؟ بندهٔ دیناری

۹

غم گمراهی و پستی نخوری هرگز

ز ره نفس اگر پای نگهداری

۱۰

ماند آنکس که بجا نام نکو دارد

تو پس از خویش ز نیکی چه بجا داری

۱۱

تا که سرگشتهٔ این پست گذرگاهی

هر چه افلاک کند با تو، سزاواری

۱۲

دامن آلوده مکن، چونکه ز پاکانی

بندهٔ نفس مشو، چونکه ز احراری

۱۳

جان تو پاک سپردست بتو ایزد

همچنان پاک ببایدش که بسپاری

۱۴

وقت بس تنگ بود، ای سره بازرگان

کالهٔ خود بخر اکنون که ببازاری

۱۵

سپرو جوشن عقل از چه تبه کردی

تو بمیدان جهان از پی پیکاری

۱۶

بود بازوت توانا و نکوشیدی

کاهلی بیخ تو بر کند، نه ناچاری

۱۷

چرخ دندان تو بشمرد نخستین روز

چه بهیچش نشماری و چه بشماری

۱۸

کمتری جوی گر افزون طلبی، پروین

که همیشه ز کمی خاسته بسیاری

۱۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاری۱۸ از ۱۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. زیانکاریگرانباری
  2. خودآری
  3. نمی‌بینیماری
  4. افزائیسپیداری
  5. بارشخریداری
  6. بیازاردنیازاری
  7. نترساندگفتاری
  8. گشتیهنجاری
  9. ندانستیدیناری
  10. هرگزنگهداری
  11. داردداری
  12. گذرگاهیسزاواری
  13. پاکانیاحراری
  14. ایزدبسپاری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ پروین اعتصامی

۲۲۳ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۴۲ شعر) قرار دارد.