تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت
که فردا نگیرد خدا با تو سخت
۱گر از پا در آید، نماند اسیر
که افتادگان را بود دستگیر
۲به آزار فرمان مده بر رهی
که باشد که افتد به فرماندهی
۳چو تمکین و جاهت بود بر دوام
مکن زور بر ضعف درویش عام
۴که افتد که با جاه و تمکین شود
چو بیدق که ناگاه فرزین شود
۵نصیحت شنو مردم دوربین
نپاشند در هیچ دل تخم کین
۶خداوند خرمن زیان میکند
که بر خوشهچین سر گران میکند
۷نترسد که نعمت به مسکین دهند
وزآن بار غم بر دل این نهند؟
۸بسا زورمندا که افتاد سخت
بس افتاده را یاوری کرد بخت
۹دل زیر دستان نباید شکست
مبادا که روزی شوی زیردست
۱۰