باب چهارم در تواضعبخش ۲۷ - حکایت سعدیشاعرسعدیمجموعهباب چهارم در تواضعقالبمثنویوزنفعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعرنمای کتابیکارت تصویرییکی خوبکردارِ خوشخوی بودکه بدسیرتان را نکوگوی بود۱به خوابش کسی دید چون درگذشتکه باری حکایت کن از سرگذشت۲دهانی به خنده چو گُل باز کردچو بلبل به صوتی خوش آغاز کرد۳که بر من نکردند سختی بسیکه من سخت نگرفتمی بر کسی۴