چه خوش گفت شاگرد منسوج باف
چو عنقا بر آورد و پیل و زراف
۱مرا صورتی بر نیاید ز دست
که نقشش معلم ز بالا نبست
۲گرت صورت حال بد یا نکوست
نگارندهٔ دست تقدیر، اوست
۳در این، نوعی از شرک پوشیده هست
که زیدم بیازرد و عمروم بخست
۴گرت دیده بخشد خداوند امر
نبینی دگر صورت زید و عمرو
۵نپندارم ار بنده دم در کشد
خدایش به روزی قلم در کشد
۶جهانآفرینت گشایش دهاد
که گر وی ببندد، که داند گشاد؟
۷