ساقیا می ده که مرغ صبح بام
رخ نمود از بیضه زنگارفام
۱در دماغ میپرستان بازکش
آتش سودا به آب چشم جام
۲یا رب از فردوس کی رفت این نسیم؟
یا رب از جنت که آورد این پیام؟
۳خاطر سعدی و بار عشق تو
راکبی تند است و مرکوبی جمام
۴جان ما و دل غلام روی توست
ساتکینی ساتکینی ای غلام
۵