یا رب آن روی است یا برگ سمن؟
یا رب آن قد است یا سرو چمن؟
۱بر سمن کس دید جعد مشکبار؟
در چمن کس دید سرو سیمتن؟
۲عقل چون پروانه گردید و نیافت
چون تو شمعی در هزاران انجمن
۳سخت مشتاقیم پیمانی بکُن
سخت مجروحیم پیکانی بکَن
۴وه کدامت زین همه شیرینتر است؟
خنده یا رفتار یا لب یا سخن؟
۵گر سرِ ما خواهی اینک جان و سر
ور سر ما داری اینک مال و تن
۶گر نوازی ور کُشی فرمان تو راست
بندهایم اینک سر و تیغ و کفن
۷صَعقِه میخواهی؟ حجابی در گذار
فتنه میجویی؟ نقابی بر فکن
۸من کیم کآن جا که کوی عشق توست؟
در نمیگنجد حدیث ما و من
۹ای ز وصلت خانهها دارالشفا
وی ز هجرت بیتها بیتالحزن
۱۰وقت آن آمد که خاک مرده را
باد ریزد آب حیوان در دهن
۱۱پاره گرداند زلیخای صبا
صبحدم بر یوسف گل پیرهن
۱۲نطفهٔ شبنم در ارحام زمین
شاهد گل گشت و طفل یاسمن
۱۳فَیح ریحان است یا بوی بهشت؟
خاک شیراز است یا باد ختن؟
۱۴بر گذر تا خیره گردد سروبُن
در نگر تا تیره گردد نسترن
۱۵بارگاه زاهدان در هم نورد
کارگاه صوفیان بر هم شکن
۱۶شاهدان چُستند ساقی گو «بیار»
عاشقان مستند مطرب گو «بزن»
۱۷سُغبه خلقم چو صوفی در کِنِش
شهرهٔ شهرم چو غازی بر رسن
۱۸تربیت را حِلّه گو «در ما مپوش»
عافیت را پرده گو «بر ما متن»
۱۹چرخ با صد چشم چون روی تو دید
صد زبان میخواست تا گوید «حسن»
۲۰ناسزا خواهم شنید از خاص و عام
سرزنش خواهم کشید از مرد و زن
۲۱سعدیا گر عاشقی پایی بکوب
عاشقا گر مفلسی دستی بزن
۲۲