چون من به نفس خویشتن این کار میکنم
بر فعل دیگران به چه انکار میکنم؟
۱بلبل سماع بر گل بستان همی کند
من بر گل شقایقرخسار میکنم
۲هر جا که سروقامتی و موی دلبریست
خود را بدان کمند گرفتار میکنم
۳گر تیغ برکشند عزیزان به خون من
من همچنان تأمل دیدار میکنم
۴هیچم نماند در همه عالم به اتفاق
الا سری که در قدم یار میکنم
۵آنها که خواندهام همه از یاد من برفت
اِلّا حدیث دوست که تکرار میکنم
۶چون دست قدرتم به تمنا نمیرسد
صبر از مراد نفس به ناچار میکنم
۷همسایه گو گواهی مستی و عاشقی
بر من مده؛ که خویشتن اقرار میکنم
۸من بعد از این نه زهد فروشم نه معرفت
کان در ضمیر نیست؛ که اظهار میکنم
۹جان است و از محبت جانان دریغ نیست
اینم که دست میدهد ایثار میکنم
۱۰زُنّار اگر ببندی سعدی هزار بار
به زان که خرقه بر سر زُنّار میکنم
۱۱