بخل ممسک از می افزونتر شود
سخت تر گردد گره چون تر شود
۱گوشه گیری آب روی عزت است
قطره در جیب صدف گوهر شود
۲حرص را نشو ونما از آرزو ست
خار وخس بر شعله بال و پر شود
۳سایه گستر باش کافتد در زوال
سایه خورشید چون کمتر شود
۴در دل روشن نباشد پیچ وتاب
از جلا آیینه بی جوهر شود
۵با تهیدستی قناعت کن که نی
بینوا گردد چوپر شکر شود
۶قرب خوبان رنج باریک آورد
رشته در عقد گوهر لاغر شود
۷سر مپیچ از تیره بختیها که حسن
از خط مشکین نکو محضر شود
۸گر ببیند ماه شبگرد مرا
مه سپند وهاله اش مجمر شود
۹آن سبکروحم که در دریای عشق
بادبان بر کشتیم لنگر شود
۱۰پیشوایی را بلاها در قفاست
وای بر فردی که سر دفتر شود
۱۱گوش گیرد عندلیب از گل به وام
هر کجا صائب سخن گستر شود
۱۲