یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان
در ملک بی نشانی خود را به نام گردان
۱کار جهان تمامی هرگز نمی پذیرد
پیش از تمامی عمر خود را تمام گردان
۲سودای آب حیوان بیم زیان ندارد
عمر سبک عنان را صرف مدام گردان
۳در یک جهان مکرر نتوان معاش کردن
خود را جهان دیگر از یک دو جام گردان
۴از صحبت لئیمان چون برق و باد بگریز
اوقات چون گرامی است صرف کرام گردان
۵از بندگی به شاهی راهی است چون کف دست
آزاده ای چو یابی خود را غلام گردان
۶چون دور هستی ما ساقی به آخر آید
بر گرد باده ما را چون خط جام گردان
۷یک نیم مست مگذار ساقی درین خرابات
هر ماه نو که سر زد ماه تمام گردان
۸دست از رکاب همت کوته مکن چو صائب
نه توسن فلک را با خویش رام گردان
۹