می وصل تو به کم حوصله ها ارزانی
نشائه خون جگر باد به ما ارزانی
۱ما تهیدستی خود را به دو عالم ندهیم
نقد وصل تو به این مشت گدا ارزانی
۲دست ما کم شود از چاک گریبان خالی
دست اغیار به آن بند قبا ارزانی
۳همت ما نکشد منت یاری ز کسی
بوی پیراهن یوسف به صبا ارزانی
۴گر نمی شد ادبم بند زبان، می گفتم
بوسه بر دست تو دادن به حنا ارزانی
۵در چمن خانه گرفتن گل فارغبالی است
چار دیوار قفس باد به ما ارزانی
۶صائب آن گل نکند گوش اگر بر سخنت
گلشن حسن مبادش به صفا ارزانی
۷