غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹ وحشی بافقی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباد

این نگاه دور را از روی او دوری مباد

۱

من کجا و رخصت آن بزم؟ دانم جای خویش

دیگران هم رخصت ار خواهند دستوری مباد

۲

هر مرض کز عشق پیش آمد علاجش بر منست

لیک جانم را ز درد، رشک و رنجوری مباد

۳

چشم غارت کرده را صعب است از دیدار دوخت

هیچ عاشق را الهی هرگز این کوری مباد

۴

جوهر حسن تو کنج خانهٔ آباد نیست

بر بنای جان وحشی نام معموری مباد

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: مبادقافیه: ـوری۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. مبادمباد
  2. خویشمباد
  3. منستمباد
  4. دوختمباد
  5. نیستمباد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ وحشی بافقی

۶۵۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳۹۷ شعر) قرار دارد.