جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱٬۰۳۳ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۲۴۱ - در مدح اقضیالقضاة علی و آمدن به عیادت خاقانی خاقانی شروانیگوید استاد است اندر طرز تازی و درینظم و نثرش دیدم و مدح و نسیبش یافتم
- مطلع دوم خاقانی شروانیبالعربی الجدید مقولةشبهنی اولیء بغداد
- شمارهٔ ۱۴ - سپهر مرتبه، بکتاش بیگ وحشی بافقیز آب دیدهٔ ظالم به دور معدلتتچو برگ سبز شد از زنگ، خنجر بیداد
- شمارهٔ ۲۳ - عباس بیگ گردون قدر وحشی بافقییگانهٔ دو جهان زبده و خلاصه عهدتویی که مهر و سپهرت ندیده شبه و نظیر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - قصیده وحشی بافقیبر زمین بارید آتش (ز) آسمان بر جای آبدوزخی گردید باغ و گلخنی شد بوستان
- در تعریف محیطی که موجش با قوس قزح برابری میکرد و کشتیش به زورق آفتاب سر در نمیآورد وحشی بافقیبه کف گردید موجش صولجانهاز عالم برد بیرون گوی جانها
- لوح معنی در دامن حکایت نهادن و زبان به درس نکته گشادن در تعریف مکتبی که لعبت خانهٔ چین از او نشانهایست و حدیث خلدبرین افسانهای وحشی بافقیکه مکتبخانهای گردید تعیینچه مکتب، خانهای پر لعبت چین
- در ستایش کاخ میرمیران وحشی بافقیغایت عمق اندر او نایابگاو ماهی ندیدش از ته آب
- نامه جنون ناظر در کشتی و به طوق دیوانگی گردن نهادن وحشی بافقیکه ناظر داشت در کشتی نشیمنز ابر دیده دریا کرد دامن
- بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم وحشی بافقییکی را از پرستاران خود خواندکشید آهی و اشک از دیده افشاند
- بخش ۱۱ - حکایت وحشی بافقیاگر در دیدهٔ مجنون نشینیبه غیر از خوبی لیلی نبینی
- رسیدن ناظر به کوهی که سنگ و شیشهٔ سپهر را شکستی و پلنگش در کمینگاه گردون نشستی وحشی بافقیمنم چون موی خود گردیده باریکچو شام تار روزم گشته تاریک
