جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۱۰۶ از ۶۴۷
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - بازگردیدن پادشاه اسلام از سفر عراق سعدی شیرازیدر رفتن و بازآمدن رایت منصوربس فاتحه خواندیم و به اخلاص دمیدیم
- حکایت شمارهٔ ۳۹ سعدی شیرازیسیاهی داشت نام او خَصِیب در غایتِ جهل. مُلکِ مصر به وی ارزانی داشت و گویند: عقل و درایتِ او تا به جایی بود که طایفهای حُرّاثِ مصر شکایت آوردندش که پنبه کاشته بودیم بارانِ بیوقت آمد و تلف شد. گفت: پشم بایستی کاشتن!
- غزل شمارهٔ ۵۵ سعدی شیرازیچو ساقی در شراب آمد، به نوشانوش در مجلسبه نافرزانگی گفتند کاول مرد فرزانه
- غزل شمارهٔ ۵۶ سعدی شیرازیبسیار در دل آمد از اندیشهها و رفتنقشی که آن نمیرود از دل، نشان توست
- غزل شمارهٔ ۵۷ سعدی شیرازیهر شاهدی که در نظر آمد به دلبریدر دل نیافت راه که آنجا مکان توست
- غزل شمارهٔ ۶۶ سعدی شیرازیمن از این بند نخواهم به در آمد همه عمربند پایی که به دست تو بود تاج سر است
- غزل شمارهٔ ۸۷ سعدی شیرازیوقت آن است که مردم ره صحرا گیرندخاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است
- غزل شمارهٔ ۸۸ سعدی شیرازیهر که را کنج اختیار آمد تو دست از وی بدارکان چنان شوریدهسر پایش به گنجی در فروست
- غزل شمارهٔ ۹۱ سعدی شیرازیحقیر تا نشماری تو آب چشم فقیرکه قطره قطرهٔ باران چو با هم آمد جوست
- غزل شمارهٔ ۱۱۳ سعدی شیرازینه خاص در سرِ من، عشق در جهان آمدکه هر سری که تو بینی، رهینِ سوداییست
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ سعدی شیرازیطبع تو سیر آمد از من جای دیگر دل نهادمن که را جویم؟ که چون تو طبع هرجاییم نیست
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ سعدی شیرازیسعدیا عمر گرانمایه به پایان آمدهمچنان قصهٔ سودای تو را پایان نیست
