جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۱۰۷ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۲ جلال الدین محمد مولویبیار باده لعلی که در معادن روحدرافکند شررش صد هزار جوش و حریق
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۶ جلال الدین محمد مولویعقل کل ار سری کند با دل چاکری کندگردن عقل و صد چو او بسته به بند دام دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۵ جلال الدین محمد مولویهر آن دلی که به خدمت خمید چون ابروگشاد از نظرش صد هزار چشم کمال
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۰ جلال الدین محمد مولوینی نی چو چوگانیم ما در دست شه گردان شدهتا صد هزاران گوی را در پای شه غلطان کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۸ جلال الدین محمد مولویدر نقش بینقشی ببین هر نقش را صد رنگ و بودر برگ بیبرگی نگر هر شاخ را باغ ارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۳ جلال الدین محمد مولویچه جای باغ و بستانش که نفروشم به صد جانششدم من گوی میدانش در این میدان همیگردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۶ جلال الدین محمد مولویای صاحب صد دستان بیگاه شد از مستاناحداث و گرو بستان آهسته که سرمستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۸ جلال الدین محمد مولویدر مجلس آن رستم در عربده بنشستمصد ساغر بشکستم آهسته که سرمستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۲ جلال الدین محمد مولویگفتم که تو سلطانی جانی و دو صد جانیتو خود نمکستانی شوری دگر آوردم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۱ جلال الدین محمد مولویای از رخ شاه جان صد بیذق را سلطانبر اسب نشین ای جان تا غاشیه برگیرم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۲ جلال الدین محمد مولویصد نقش برانگیزم با روح درآمیزمچون نقش تو را بینم در آتشش اندازم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۳ جلال الدین محمد مولویباری ز شکاف در برق رخ تو بینمزان آتش دهلیزی صد شمع برافروزم
