جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۱۰۱ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۵۹ جلال الدین محمد مولویاگر خوکی فتد در مُشک و آدم زاد در سِرگینرود هر یک به اصل خود ز ارزاق و کفایتها
- غزل شمارهٔ ۶۴ جلال الدین محمد مولویایا شاهنشه قاهر! چه قحط رحمتست آخر؟دمی که تو نهای حاضر گرفت آتش چنین بالا
- غزل شمارهٔ ۷۱ جلال الدین محمد مولویبت شهوت برآوردی دمار از ما ز تاب خوداگر از تابش عشقش نبودی تاب و تب ما را
- غزل شمارهٔ ۷۸ جلال الدین محمد مولویکم گوی حدیث نان در مجلس مخمورانجز آب نمیسازد، مر مردم آبی را
- غزل شمارهٔ ۹۹ جلال الدین محمد مولویبرآور بنده را از غرقه خونفرح ده روی زردم را ز صفرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۰ جلال الدین محمد مولویاز هر عدمی تو چند نالی؟آخر تو به اصل اصل خویش آ
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ جلال الدین محمد مولویدیدم آن جا پادشاهی خسروی جانپروریدلربایی جانفزایی بس لطیف و خوشلقا
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ جلال الدین محمد مولویدیدمش بیمار جان را گفتمش چونی خوشیهین بگو چون نیست میوه برمبادا بیشما
- غزل شمارهٔ ۱۴۱ جلال الدین محمد مولویبی ترازو هیچ بازاری ندیدم در جهانجمله موزونند عالم نبوَدَش میزان چرا ؟
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ جلال الدین محمد مولویدیو گیرد عشق را از غصه هم این عقل راناگهان گیرد گلوی عقل آدم سان ما
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ جلال الدین محمد مولویطاق و ایوانی بدیدم شاه ما در وی چو ماهنقشها میرست و میشد در نهان آن طاق را
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ جلال الدین محمد مولویبا عدم تا چند باشی خایف و امیدواراین همه تأثیر خشم اوست تا وقت رضا
