جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۱۱۵ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۵۸۲ جلال الدین محمد مولویببردی روز در گفتن چو آمد شب خمش باریکه هرک از گفت خامش شد عوض گفت ابد بیند
- غزل شمارهٔ ۵۹۳ جلال الدین محمد مولویرَوید ای جمله صورتها، که صورتهای نو آمدعَلَمهاتان نگون گردد، که آن بسیار میآید
- غزل شمارهٔ ۵۹۹ جلال الدین محمد مولویامشب شب قدر آمد خامش شو و خدمت کنتا هر دل اللهی ز الله ولهی یابد
- غزل شمارهٔ ۶۰۰ جلال الدین محمد مولویجز صورت عشق حق هر چیز که من دیدمنیمیش دروغ آمد نیمیش دغل دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۳ جلال الدین محمد مولویشمسالحق تبریزی، خورشیدِ وجود آمدکآن چرخ چه چرخ است آن، کآنجا سَیَران دارد؟
- غزل شمارهٔ ۶۰۹ جلال الدین محمد مولویآن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد؟!هر عقل کجا پرّد، آن جا که جنون باشد؟
- غزل شمارهٔ ۶۱۴ جلال الدین محمد مولویآن بنده آواره بازآمد و بازآمدچون شمع به پیش تو در سوز و گداز آمد
- غزل شمارهٔ ۶۲۹ جلال الدین محمد مولویعشق آب حیات آمد برهاندت از مردنای شاه که او خود را در عشق دراندازد
- غزل شمارهٔ ۶۳۰ جلال الدین محمد مولویآن چاره همیکردم آن مات نمیآمدآن چاره لنگت را آخر چه اثر باشد
- غزل شمارهٔ ۶۴۴ جلال الدین محمد مولویبالا همه باغ آمد و پستی همگی گنجآخر تو چه چیزی که جهان از تو چنین شد
- غزل شمارهٔ ۶۴۹ جلال الدین محمد مولویبر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شداز چرخ فرود آمد و در ما نگران شد
- غزل شمارهٔ ۶۵۸ جلال الدین محمد مولوینبات آب و گل جمله غم آمدکه سور او به جز ماتم نگردد
