جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۰۸ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۲ خاقانی شروانیدوش ز چشم مردمان اشک به وام خواستماین همه اشک عاریه است اشک روان من کجا
- شمارهٔ ۱۲ - مطلع دوم خاقانی شروانیای صفت زلف تو غارت ایمان ماعشق جهان سوز تو بر دل ما پادشا
- غزل شمارهٔ ۱۸ خاقانی شروانیحال من و تو از من و تو دور نیست زآنکتو آب زیر کاهی و من کاه زیر آب
- غزل شمارهٔ ۲۱ خاقانی شروانیپای گریز نیست که گردون کمانکش استجای فراغ نیست که گیتی مشوش است
- غزل شمارهٔ ۲۲ خاقانی شروانیاز کس و ناکس ببُر خاقانیآسا کز جهانهیچ صاحب درد را صاحب دوائی برنخاست
- شمارهٔ ۲۲ - در هجو شهر زوری خاقانی شروانیسفلهای بود سفیهی شد دونپشهای آمد و شد پیلی مست
- غزل شمارهٔ ۲۹ خاقانی شروانیسوز غمها کار من کرده است خامخامی گردون روانم سوخته است
- غزل شمارهٔ ۳۳ خاقانی شروانیدولت امروز زن و خادم راستکاین امیر ری و آن شاه قم است
- شمارهٔ ۳۷ - در مرثیهٔ سپهبد کیالواشیر خاقانی شروانیعهد عشق نیکوان بدرود بادوصل و هجران هر دوان بدرود باد
- غزل شمارهٔ ۴۰ خاقانی شروانیشکل فلک دوازده برجزین قصر دوازده دری ساخت
- شمارهٔ ۴۲ - در تهنیت ولادت فرزند اخستان شاه خاقانی شروانیچار زبان رباب دوش به مجلساز طرب این هشت گوش را خبر آورد
- غزل شمارهٔ ۴۲ خاقانی شروانیبوس وداعی از لب او چون طلب کنمکز دور یک سلام هم از من دریغ داشت
