جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۰۹ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۴۴ خاقانی شروانیاین دردها که بر دل خاقانی آمده استیک یک نگر، که بهر دوا میفرستمت
- شمارهٔ ۴۴ - دربارهٔ بیماری خود خاقانی شروانیتب زده لرزم چو آفتاب همه شبدور فلک بین که بر سرم چه فن آورد
- شمارهٔ ۴۴ - در ذم غرور به مال خاقانی شروانیمشو خاقانیا مغرور دولتکه دولت سایهٔ ناپایدار است
- غزل شمارهٔ ۴۵ خاقانی شروانیدشمنان از داغ هجرش رستهاندپل همه بر دوستان خواهد شکست
- شمارهٔ ۴۵ - در ستایش عز الدوله خاقانی شروانیدست درافشان چو زی تیغ درفشان آوردنسر گردون را به خوان تیغ مهمان آورد
- شمارهٔ ۴۶ - در عزلت خاقانی شروانیشاکرم از عزلتی که فاقه و فقر استفارغم از دولتی که نعمت و ناز است
- شمارهٔ ۴۷ - در موعظه و نصیحت خاقانی شروانیچه کنی غمزهٔ کمانکش یارکه به تیر جفا جگر دوز است
- شمارهٔ ۴۹ - قصیده خاقانی شروانیدوست را دشمنی و دشمن دوستجز مرا این عقاب مینرسد
- غزل شمارهٔ ۴۹ خاقانی شروانیخاقانی از تو دارد هر دم هزار دردآخر از آن هزار، یکی را دوا فرست
- غزل شمارهٔ ۵۲ خاقانی شروانیسنگ در بر میدود گیتی چو آبکآب عیشی یا دلی روشن کجاست؟
- غزل شمارهٔ ۵۶ خاقانی شروانیما به غم خو کردهایم ای دوست ما را غم فرستتحفهای کز غم فرستی نزد ما هر دم فرست
- غزل شمارهٔ ۵۷ خاقانی شروانیگه سینه ز غم سوختم و دوست نبخشودگه تحفه ز جان ساختم و یار نپذرفت
