جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۱۶ از ۱٬۶۳۸
- شمارهٔ ۲۰۱ - مطلع دوم خاقانی شروانیای با دل سودائیان عشق تو در کار آمدهترکان غمزت را به جان دلها خریدار آمده
- شمارهٔ ۲۰۶ خاقانی شروانیفکر و نطقش چو نکهت لب دوستز آتش تر گلاب میچکدش
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ خاقانی شروانیپس مرا خون دوباره میریزیمن به خونابه باز میغلطم
- شمارهٔ ۲۱۶ خاقانی شروانیسر خر کو به خواب در بخت استدورتر دیدهام ز طالع خویش
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ خاقانی شروانیبر دوستان نکالم و بر اهل بیت نیزبر آسمان وبالم و بر روزگار هم
- شمارهٔ ۲۲۰ خاقانی شروانیچرخ را جمشید و افریدون نماندکز من مسکین کشد کین ای دریغ
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ خاقانی شروانیگر به امیدی که هست دولتیان خرماندما به قبولی که نیست از همه خرمتریم
- شمارهٔ ۲۲۳ خاقانی شروانیرهرو خاقانیا دوری منزل مبینرو که مدد میکند همت شاه نجف
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ خاقانی شروانیما از عراق جان غم آلود میبریموز آتش جگر دل پُر دود میبریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ خاقانی شروانیاز من دواسبه قافلهٔ صبر درگذشتمن در میان راه و غبار اوفتادهام
- غزل شمارهٔ ۲۳۳ خاقانی شروانییک نظر دوش از شکنج زلف او دزدیدهامزیر هر تار شکنجی صد جهان جان دیدهام
- غزل شمارهٔ ۲۳۴ خاقانی شروانیدل بشد از دست دوست را به چه جویمنطق فروبست، حال دل به چه گویم
