جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱۳۲ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۴۷۱ جلال الدین محمد مولویدلو دو چشم مرا گرچه که کم نیست آبمردمک دیده را چاه ذقن واجبست
- غزل شمارهٔ ۴۸۲ جلال الدین محمد مولویبرات و قدر خیالت دو عید چیست وصالچو این و آن نبود هست نوبت حسرات
- غزل شمارهٔ ۴۸۷ جلال الدین محمد مولویز خرمن دو جهان مور خود چه تاند بردخمش کن و بنشین دور و میشنو صلوات
- غزل شمارهٔ ۴۹۰ جلال الدین محمد مولویایا دو دیده تبریز شمس دین به حقتو کهربای دلی دل به عاشقی که توست
- غزل شمارهٔ ۴۹۶ جلال الدین محمد مولویشرق تا غرب شکرین گرددگر نماید بدو شکرت نبات
- غزل شمارهٔ ۵۰۳ جلال الدین محمد مولویتیرهنظر چونک ببیند دو نقشجامه درَد، نعره زند، کاین صفاست
- غزل شمارهٔ ۵۱۴ جلال الدین محمد مولویتیغ حجابست رها کن حجاببر رخ من گرم بزن یک دو مشت
- غزل شمارهٔ ۵۱۵ جلال الدین محمد مولویغلغل مستان چو به گردون رسیدکرکس زرین فلک پر گرفت
- غزل شمارهٔ ۵۲۶ جلال الدین محمد مولویای مرد دانشمند تو دو گوش از این بربند تومشنو تو این افسون کهاو ز افسون ما افسانه شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۵ جلال الدین محمد مولویاشک دوان هر سحری از دلم آرد خبریهیچ کسی را ز دلم خود خبری مینشود
- غزل شمارهٔ ۵۶۶ جلال الدین محمد مولویبتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزددو چشم او به جادویی دو چشم چرخ بردوزد
- غزل شمارهٔ ۵۷۳ جلال الدین محمد مولویدرآید سنگ در گریه درآید چرخ در کُدْیهز عرش آید دو صد هدیه چو او درسِ نظر گوید
