جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱۳۴ از ۱٬۱۳۷
- بخش ۵۳ - جنگ پنجم اسکندر باروسیان نظامی گنجویچو آن اژدها دم برانداختششکاری زبون دید بشناختش
- بخش ۲۰ - گفتار ارسطو نظامی گنجویسه خط زان سه جنبش پدیدار شدسه دوری در آن خط گرفتار شد
- بخش ۴۷ - داستان پادشاه ظالم با مرد راستگوی نظامی گنجویدست به هم سود شه تیزرایوز سر کین دید سوی پشت پای
- بخش ۱۰ - در مدح ملک فخرالدین بهرامشاه بن داود نظامی گنجویمن که به این آینه پرداختمآینهٔ دیده درانداختم
- بخش ۸۵ - غزل گفتن باربد از زبان خسرو نظامی گنجویپس از عمری که کردم دیده جایتکم از یک شب که بوسم جای پایت
- شمارهٔ ۸ جامیآب کز فواره حوضش جهد هرکس که دیدگفت شاخی از بلورتر ز لوح سیم خاست
- بخش ۱۱۰ - حکایت صوفی و اعرابی که غلام وی به حسن حدی شتران وی را هلاک کرده بود جامیکرد در ساحت آن خانه نگاهدید شبرنگ غلامی چون ماه
- بخش ۱۲۴ - رفتن اسکندر در ظلمات و رسیدن بر زمینی پر سنگریزه و گفتن مر سپاه را که این جواهر گرانسنگ است و قبول کردن بعضی و برداشتن ایشان و انکار کردن بعضی و بگذاشتن آن جامیزیر نعل ستور لعل که دیددر و گوهر به رهگذر که شنید
- بخش ۳۲ - حکایت پسر یحیی برمکی و صفت بخل وی جامیتا من اکنون به هر درم ستمیدیدمی و ندادمی درمی
- بخش ۱۰۱ - قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد و به واسطه این هوس از گرفتن کرم های آبی باز ماند و به شکار کبوتر نرسید بلکه خود شکاری دیگری شد جامیبر لب آب دایما می دیدکه کلنگی بزرگ می گردید
- بخش ۱۹ - حکایت شبروی محمود غزنوی و از هر کس خبر بدی و نیکی خود پرسیدن و از بدی بریدن و بر نیکی آرمیدن جامیشاه غزنین سیاه پوشیدیگرد شهر و سپاه گردیدی
- بخش ۵۱ - حکایت سرد شدن پیر سفید موی از نفس آن خورشید گرم خوی که با زلف شبرنگ دم از صبح سفید مویی زد جامیدید که با گیسوی چون پر زاغکبک خرامی شده طاووس باغ
