جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱۴۰ از ۱٬۱۳۷
- بخش ۳ - در سبب ورود این حدیث مصطفی صلوات الله علیه که الکافر یأکل فی سبعة امعاء و المؤمن یأکل فی معا واحد جلال الدین محمد مولویهر یکی یاری یکی مهمان گزیددر میان، یک زَفت بود و بیندید
- بخش ۲ - قصهٔ خورندگان پیلبچه از حرص و ترک نصیحت ناصح جلال الدین محمد مولویآن شنیدی تو که در هندوستاندید دانایی، گروهی دوستان
- بخش ۴۶ - لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرة الفوت جلال الدین محمد مولویما ندیدیم این که آن نقش است و کفکف ز دریا جنبد و یابد علف
- بخش ۲۲ - قصهٔ هدیه فرستادن بلقیس از شهر سبا سوی سلیمان علیهالسلام جلال الدین محمد مولویچون به صحرای سلیمانی رسیدفرش آن را جمله زر پخته دید
- بخش ۷۸ - یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضیالله عنه خفته به زیر درخت جلال الدین محمد مولویآمد او آنجا و از دور ایستادمر عمر را دید و در لرز اوفتاد
- بخش ۱۲۴ - در معنی آنک مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان جلال الدین محمد مولویتلخ و شیرین زین نظر ناید پدیداز دریچهٔ عاقبت دانند دید
- بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر جلال الدین محمد مولویمرد مال و خلعت بسیار دیدغرّه شد از شهر و فرزندان برید.
- بخش ۲۱۱ - رسیدن بانگ طلسمی نیمشب مهمان مسجد را جلال الدین محمد مولویچونک بشنود آن دهل آن مرد دیدگفت چون ترسد دلم از طبل عید
- بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک جلال الدین محمد مولویزانک هر مرغی ازینها زاغوشهست عقل عاقلان را دیدهکَش
- بخش ۸۰ - معشوقی از عاشق پرسید کی خود را دوستتر داری یا مرا گفت من از خود مردهام و به تو زندهام از خود و از صفات خود نیست شدهام و به تو هست شدهام علم خود را فراموش کردهام و از علم تو عالم شدهام قدرت خود را از یاد دادهام و از قدرت تو قادر شدهام اگر خود را دوست دارم ترا دوست داشته باشم و اگر ترا دوست دارم خود را دوست داشته باشم هر که را آینهٔ یقین باشد گرچه خود بین خدای بین باشد اخرج به صفاتی الی خلقی من رآک رآنی و من قصدک قصدنی و علی هذا جلال الدین محمد مولویهر که رنجی دید گنجی شد پدیدهر که جدی کرد در جدی رسید
- بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیهالسلام کی آینهای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی جلال الدین محمد مولویلایق آن دیدم که من آیینهایپیش تو آرم چو نور سینهای
- بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانهگاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن جلال الدین محمد مولویگفت از دمگاه آغازیدهامگفت دم بگذار ای دو دیدهام
