جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱۴۸ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۷ جلال الدین محمد مولویکی وارهانی زین قشم کی وارهانی زین دشمتا دررسم در دولتت در ماه و خرمنگاه من
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۳ جلال الدین محمد مولویگاو و خری گر برود باد ابد در دو جهاندلبر من دلبر من دلبر من دلبر من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۰ جلال الدین محمد مولویما دو سه کس نو مرده منتظر آن پردهزنده شویم از تلقین بازرهیم از تکفین
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۰ جلال الدین محمد مولویمست تو بوالفضول شد وز دو جهان ملول شدعشق تو را رسول شد او است نکال هر زمین
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۱ جلال الدین محمد مولویچون نگرم به غیر تو ای به دو دیده سیر توخاصه که در دو دیده شد نور تو پاسبان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۵ جلال الدین محمد مولویچه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۰ جلال الدین محمد مولویای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندانوز کبر کسان رنجی و اندر تو دو صد چندان
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ جلال الدین محمد مولویجان دوش مر آن مه را می گفت دلم خستیپیکان پر از خون بین ای سخته کمان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۳ جلال الدین محمد مولویدو خواجه به یک خانه شد خانه چو ویرانهاو خواجه و من بنده پستی بود و روغن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۴ جلال الدین محمد مولویدر کوچه کوران تو یکی روز گذشتیافتاد دو صد خارش در دیده کوران
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۲ جلال الدین محمد مولویدر این دریا چه کشتی و چه تختهدر این بخشش چه نزدیکان چه دوران
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۶ جلال الدین محمد مولویدو چشم خاین نامحرمان رااز آن زیب و جمال فر برون کن
