جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱۵۴ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۱ جلال الدین محمد مولویدر بزم چنان شاهی در نور چنان ماهیخط در دو جهان درکش چه جای یکی خانه
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۹ جلال الدین محمد مولویبد بیتو دو دیده دشمن جاناکنون ز تو جان ماست دیده
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۳ جلال الدین محمد مولویجان آب لطیف دیده خود رادر خویش دو چشم را گشاده
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ جلال الدین محمد مولویای دماغ عاشقان پرباده منصوریتتا دو صد حلاج عشقت بر رسن پا کوفته
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۲ جلال الدین محمد مولویهله بحری شو و در رو مکن از دور نظارهکه بود در تک دریا کف دریا به کناره
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۶ جلال الدین محمد مولویسر خم چو برگشایی دو هزار مست تشنهقدح و کدو بیارند که مرا ده و مرا ده
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۳ جلال الدین محمد مولویما را مبین چو مستان هر چه خورم می است آنافیون شود مرا نان مخموری دو دیده
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۴ جلال الدین محمد مولویبربند این دهان را بگشا دهان جان رابینی که هر دو عالم گردد یکی نواله
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۳ جلال الدین محمد مولویجان چو توی بیشکی پیش تو جان جانکیباش مرا ای یکی هر دو جهانم مده
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۶ جلال الدین محمد مولویبه پیش دیده دو عالم چو دانه پیش خروسچنین بود نظر پاک کبریادیده
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۱ جلال الدین محمد مولویبه بوی وصل دو دیده خراب و مست شدهستچگونه باشد یا رب وصال در دیده
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۲ جلال الدین محمد مولویدو چشم تو عجمی ترک و مست و خون ریزندکه میزند عجمی تیرهای ترکانه
