جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱٬۵۵۶ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۸۷ -صفت اعمال بصره ناصرخسرو قبادیانی… وقتی چنان بودی که کشتیها از آن جا نتوانستی گذشتن. غرقابی عظیم بود. زنی از مالداران بصره فرمود تا چهارصد کشتی بساختند و همه پر استخوان خرما کردند و سر کشتیها محکم کردند و بدان جایگه غرق کردند تا آن چنان شد که کشتیها م …
- بخش ۸۶ - شهر ابله ناصرخسرو قبادیانی… ن را حد و وصف نتوان کرد و اصل شهر بر جانب شمال نهر بود و از جانب جنوب نیز محلتها و مساجد و اربطه و بازارها بود و بناهای عظیم بود چنان که از آن نزهتر در عالم نباشد و آن را شاطی عثمان میگفتند و شط بزرگ که آن فرات و دجله …
- بخش ۲۹ - حیفا ناصرخسرو قبادیانی… جا جودی میگفتند. از آنجا به دیهی دیگر رفتیم، به یک فرسنگی، که آن را کنیسه میگفتند، از آنجا راه از دریا بگردید، و به کوه در شد سوی مشرق و صحراها و سنگستانها بود که وادی تماسیح میگفتند. چون فرسنگی دو برفتیم دیگر بار را …
- غزل شمارهٔ ۱ خاقانی شروانی«خاقانی» از آنگه که خبر یافت ز عشقتاز بیخبریّاش به جهان رفت خبرها
- غزل شمارهٔ ۲ خاقانی شروانیطبعِ تو دمساز نیست عاشقِ دلسوز راخویِ تو یاریگر است یارِ بدآموز را
- شمارهٔ ۳ - در شکایت و حکمت خاقانی شروانیهمه کارم ز دور آسمانیچو دور آسمان شد زیر و بالا
- غزل شمارهٔ ۳ خاقانی شروانیدزدان شبرو در طلب، از شمع ترسند ای عجبتو شمع پیکر نیمشب دل دزدی اینسان تا کجا؟
- شمارهٔ ۴ - در شکر خاقانی شروانیمن که خاقانیم به منت شاهپشت خم کردهام ز بار عطا
- غزل شمارهٔ ۴ خاقانی شروانیهم خود ز روی کرم برداشت پرده و گفتای پاسبان تو برو، خاقانیا تو درا
- غزل شمارهٔ ۵ خاقانی شروانیز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرابه زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا
- غزل شمارهٔ ۶ خاقانی شروانیز پی عَماری تو چه روان کنیم مرکبچو رکیب تو روان شد چه محل روان ما را
- غزل شمارهٔ ۷ خاقانی شروانیبه تو درگریخت خاقانی و دل فشاند بر تواگرش قبول کردی، خبری فرست ما را
