جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۵۶۹ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۳۴ - عقد نهم در مقام توبه که پشت بر مخالفات کردن است و روی در موافقات آوردن جامیزانچه بگذشت پشیمان باشیاشک اندوه ز مژگان پاشی
- بخش ۱۷ - داستان اسکندر که خود را بر خاک تواضع انداخت و از خاک تواضع سر بر اوج ترفع افراخت جامیبود از خداوند خود ترسگاربه احسان و افضالش امیدوار
- بخش ۴۰ - مقاله دهم در اشارت به سهر که نشانه هوشیاری و علامت بخت بیداریست جامیشرم تو بادا که کنی تا به روزراه نظر را به مژه میخ دوز
- بخش ۳۱ - عقد هشتم در بیان ارادت که عنان قصد از مقاصد مجازی تافتن است و بر باد پای جهد به کعبه مراد حقیقی شتافتن جامیور بگیرد ره تو دریاییقله موج به گردون سایی
- بخش ۲۱ - صحبت سیم با پیر حقیقت بین و یافتن مرید گوهر مقصود از حقه حق الیقین جامیسایه ظلمت ز میان دور شدظلمت سایه همگی نور شد
- بخش ۵ - در دعای دولتخواهی حضرت ولایت پناهی عبیداللهی لازالت ایام بقائه مصونة عن التناهی و مأمونة عن اصابة الدواهی جامیچو خورشید از دور نوری ببخشمرا غایت از من حضوری ببخش
- بخش ۷۵ - جواب نوشتن مادر اسکندر نامه ارسطو را جامیز داروی او دفع تیمار کرددوای دل و جان بیمار کرد
- بخش ۱۱۵ - عقد سی و ششم در نیکخواهی ارکان دولت که در میان پادشاه و رعایا رابطه اند و در وصول آثار عدل و ظلم واسطه جامیزود باشد که دهد خونابهساقی دورت ازین قرابه
- بخش ۱ جامی… بر حل مشکلات حکمت توانا وی را طلب داشت چون بیامد شکلی دید از قبول طبع دور و طبع اهل قبول از وی نفور گفت: این چه صورت غریب و هیکل مهیب است؟ حکیم از آن سخن برآشفت و خندان خندان در آن آشفتگی گفت:
- بخش ۴۱ - شرح دادن یوسف علیه السلام قصه محنت راه و زحمت چاه را و آگاه شدن زلیخا از آنکه اندوهی که آن روز داشته است به سبب آن بوده است جامیبدو گفت آن بلند اقبال دایهکه ای مه پایه خورشید سایه
- بخش ۱۷۱ - اشارت به بعضی از اوصاف و اخلاق حضرت خواجه و اصحاب ایشان ابقاهم الله تعالی ما أمکن البقاء و رقاهم ما تیسر الارتقاء جامیجایشان دور حلقه گردونلیک ازان حلقه سیرشان بیرون
- بخش ۶۴ - عقد نوزدهم در محبت که میل دل است به مطالعه کمال صفات و انجذاب روح به مشاهده جمال ذات جامیعشق نی دلق بقا دوختن استبلکه با داغ فنا سوختن است
