جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۴۵ نتیجه برای «چند» با فیلتر جامی · صفحهٔ ۱۸ از ۵۴
- شمارهٔ ۳۷۰ جامیعشق تو به مهر و کین هر چند زند قرعهمشکل که به نام من جز قرعه کین افتد
- شمارهٔ ۴۰۱ جامیچند سگانت کشند درد سر پاسبانپاس شبت را بس است دیده بیدار من
- شمارهٔ ۴۰۱ جامیشعله زد آتش به دل وه این رفیق سنگدلچند ازان شوخ فرامشکار یادم می دهد
- شمارهٔ ۴۱۸ جامیگریه گویند گناه است ز شوق رخ خوبچند دور از تو بود دیده من غرق گناه
- شمارهٔ ۴۲۱ جامیفرض است عشق و هر چه بجز عشق نافله ستتا چند ترک فرض کنی بهر نافله
- شمارهٔ ۴۲۶ جامیتا چند خون دل خورم کو ساقی جان پرورمتا ز آتش می آورم آبی به روی کار خود
- شمارهٔ ۴۴۰ جامیاشک ریزان می روم اما کجا یابد رواجپیش آن دریای شیرین چند قطره آب شور
- شمارهٔ ۴۴۴ جامیچند گریم ز غمت آه کزین رشحه دردنتوان نقش جفا شستنت از لوح ضمیر
- شمارهٔ ۴۴۸ جامیدل گرفت از خانقه جامی ره میخانه پرستا پی معشوق و می گیریم یک چند دگر
- شمارهٔ ۴۵۸ جامیجهانی تازه شد از فیض تو ای ابر نوروزیمن لب تشنه را تا چند بهر قطره ای سوزی
- شمارهٔ ۴۶۱ جامیهر چند به قانون نبرد ناله زارمچنگ توام از چنگ خود این چنگ مینداز
- شمارهٔ ۴۶۶ جامیگوی گفتن ذقنت را سخن بیهوده ستگوش تا چند به هر بیهده گویی داری
