جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۱۸۲ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۶۷ خاقانی شروانیدل را ز دم تو وامْ روزی استوز صاف تو دُردِ خام روزی است
- غزل شمارهٔ ۶۸ خاقانی شروانیدرد کهنت بود برآورد روزگاراین دردِ تازهروی نگوئی چه نوبر است
- غزل شمارهٔ ۷۲ خاقانی شروانیشادمان آن دل از هوای بتیکه بر او درد و غم رقم نزده است
- غزل شمارهٔ ۷۳ خاقانی شروانیگفتم آخر درد خاقانی دوا یابد به صبرچون طبیب عشق بشنید این سخن بر من گرفت
- شمارهٔ ۷۵ - قصیده خاقانی شروانیمرد آن بود که از سر دردی قدم زنددرد آن بود که بر دل مردان رقم زند
- غزل شمارهٔ ۷۶ خاقانی شروانیز آن نیمه که پاکبازی ماستبا درد تو داو ما تمام است
- غزل شمارهٔ ۸۸ خاقانی شروانیگر کسی را وصل دادی بیطلبدیدم آن در درد بیدرمان بماند
- شمارهٔ ۸۸ - قصیده خاقانی شروانیمرا چشم درد است و گشنیز نیستتو را توتیا رایگان میدهد
- غزل شمارهٔ ۹۰ خاقانی شروانیعشقِ تو گَر دیر آمد در دلِ سودائیانهر که را دردِ کهنتر یافت درمان تازه کرد
- شمارهٔ ۱۰۰ خاقانی شروانیبفرستد به من سقیم صحاحدرد ندهد صحاح بفرستد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ خاقانی شروانیبه بوسه لبت را کند رنجه نینیکه درد سر او مگر برنتابد
- شمارهٔ ۱۰۸ - مطلع دوم خاقانی شروانیبلبله برداشت زود کرد پس آنگه سلامگفت بود سه شراب داروی درد خمار
