جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۱۸۷ از ۵۱۰
- شمارهٔ ۱۲۶ وحشی بافقیمذاق وحشی و این درد و غم که ساقی وقتنصیب ساغر ما بادهٔ رواق نکرد
- شمارهٔ ۱۲۷ وحشی بافقیمی وصل نیست وحشی به خمار هجر خو کنکه شراب ناامیدی غم درد سر ندارد
- شمارهٔ ۱۴۵ وحشی بافقیکرد وحشی شکوهٔ بی التفاتی برطرفدرد سر میشد و گرنه درد دل بسیار بود
- شمارهٔ ۱۵۲ وحشی بافقیدرد سرت مباد ز فریاد دادخواهگو داد میزنید تو میران به راه خود
- شمارهٔ ۱۵۷ وحشی بافقیدر گلویم ز تو این گریه که شد عقدهٔ دردگرهی نیست که از جای دگر بگشاید
- شمارهٔ ۱۷۴ وحشی بافقیمگوییدش حدیث کوه درد من که میترسمچو گویید این سخن ناگه برآن خاطر گران آید
- شمارهٔ ۱۹۸ وحشی بافقیزین می به جرعهٔ دگر از خود برون رویمزین بادهای درد که از ما فزون کشید
- شمارهٔ ۲۶۶ وحشی بافقیآب در پیمانه گردانیدهام زین درد بیشدر سبوی خود شراب خوشگواری کردهام
- شمارهٔ ۲۷۲ وحشی بافقیگو جراحت کهنه شو ما از علاج آسودهایمدرد گو ما را بکش در فکر درمان نیستیم
- شمارهٔ ۳۰۶ وحشی بافقیکی بود کز تو جان فکاری نداشتمدرد دلی و نالهٔ زاری نداشتم
- شمارهٔ ۳۱۳ وحشی بافقیگلخنفروز حسرتم گردآورد خاشاک غمبیدرد پندارد که من گشت گلستان میکنم
- شمارهٔ ۳۴۷ وحشی بافقیوحشی چه پرهیزی برو! خود را بزن بر تیغ اوآخر تو را چون میکشد این درد بی درمان تو
