جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸۵۸ نتیجه برای «چند» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱۹ از ۷۲
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۶ جلال الدین محمد مولویچند پرسی مر مرا از وحشت و شبهای هجرشب کجا ماند بگو در دولت ایام او
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ جلال الدین محمد مولویچند گویی مر مرا کز کار چون کاهل شدیراست گویم ای صنم از کار تو از کار تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۸ جلال الدین محمد مولویرو تو قصاب هوا شو کبر و کین را خون بریزچند باشی خفته زیر این دو سگ چالاک شو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۷ جلال الدین محمد مولویگفتم: «این جان مرا، گرد جهان چند کشی؟»گفت: «هر جا که کشم زود بیا، هیچ مگو»
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۵ جلال الدین محمد مولویبنهاد دست بر دل پرخون که آن کیستهر چند شرم بود بگفتم کز آن تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۹ جلال الدین محمد مولویدر خواب شو ز عالم وز شش جهت گریزتا چند گول گردی و آواره سو به سو
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۰ جلال الدین محمد مولویموری است نقب کرده میان سرای عشقهر چند بیپر است و به پرواست آرزو
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۳ جلال الدین محمد مولویخاموش سخن میران زان خوش دم بیپایانتا چند سخن سازی تو زین دم بشمرده
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۶ جلال الدین محمد مولویتا چند نهان خندم پنهان نکنم زین پسهر چند نهان دارم از من بجهد خنده
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۵ جلال الدین محمد مولویچو جغدان چند این محروم بودنبه گرداگرد ویران خانه خانه
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۷ جلال الدین محمد مولویهر چند شدهست خون جگرشانچستند در این ره و چه کاره
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۷ جلال الدین محمد مولویچند روزی جهت تجربه بیمارش کنبا طبیبی دغلی پیشه سر و کارش ده
