جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۸۷ نتیجه برای «گفت» با فیلتر بیدل دهلوی · صفحهٔ ۲ از ۲۴
- غزل شمارهٔ ۵۲۹ بیدل دهلویچشم تو نبستهست مگر گفتوشنودتمحو خودی ای بیخبر، افسانه کدام است؟
- غزل شمارهٔ ۶۴۴ بیدل دهلویدل جمعی که توان گفت کجاستغنچه هم یک سر و صد دستارست
- غزل شمارهٔ ۶۴۷ بیدل دهلویاز دم واپسین خبر جستمگفت این دور ساغر دگرست
- غزل شمارهٔ ۷۰۸ بیدل دهلویتغافل، آینهدار تبسم است اینجابه عرض چین نتوانگفت ابروش غضبیست
- غزل شمارهٔ ۷۲۱ بیدل دهلویبیدل من جنونکش درحسرت دل جمعازهرکهچارهجستمگفتاینمرضدماغیست
- غزل شمارهٔ ۸۱۵ بیدل دهلویز بس که معنی مکتوب عشق پیچش داشتزبان خامهٔ ما هر چه گفت لغزش داشت
- غزل شمارهٔ ۸۹۵ بیدل دهلویعالم تأملیست ز رمز دهان یارپنهان و گفتگوی عدم آشکار و هیچ
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ بیدل دهلویاسباب غبار نگه عبرت ما نیستدر دیدهٔ آتش نتوان گفت خس افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۶ بیدل دهلویکو دل که بدانم ز غمت نالهفروش استکو لب که توان گفت ز جانان گله دارد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۳ بیدل دهلویآنکه ما را به جفا سوخته یا میسوزدنتوان گفت چرا سوخته یا میسوزد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸۷ بیدل دهلویامروز قدر هرکس مقدار مال و جاه استآدم نمیتوان گفت آنرا که خر نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۵ بیدل دهلوییک گوش تهی نیست ز افسون تغافلحرفی که توان گفت مگر پنبه نیوشد
