جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶۲۲ نتیجه برای «دید» با فیلتر قصیده · صفحهٔ ۲۰ از ۵۲
- شمارهٔ ۱۰۴ - مطلع پنجم خاقانی شروانینوشین مفرح آن لب جو سنگ خال مشکینمشکین جو تو دیدم با جو شدم برابر
- شمارهٔ ۱۳۶ - در رثاء خانوادهٔ خود خاقانی شروانیبر دیدهٔ خویش چون کبوترجز نام تو جاودان مبینام
- شمارهٔ ۱۸۶ - در تحقیق و وعظ و ذکر صفای صبح خاقانی شروانیدیدم که گنج خانهٔ غیب است پیش رویپشت از برای نقب خمیدم به صبحگاه
- شمارهٔ ۲۱۷ - در مذمت آب و هوای ری گوید خاقانی شروانیاز خاص و عام ری همه انصاف دیدهامجور من است ز آب و گِل جانگزای ری
- تجدید مطلع خاقانی شروانیمهمانسجت دروع مجد فیالسماءحلق الدروع و شمسها حرباء
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیشد سر فکنده دشمن جاهت که کس ندیدپیش عقاب دعوی گردنکشی ز غاز
- غزل شمارهٔ ۶۶۰ جلال الدین محمد مولویچو باده در من آتش زد بدیدمکه از هر آب آذر میتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۴ جلال الدین محمد مولویدل دلهاست شمس الدین تبریزنتاند شمس را خفاش دیدن
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۲ جلال الدین محمد مولویکس هیچ ندید اشتاب مرااین است تک کاهلتر من
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۱ جلال الدین محمد مولویتو باری دزد خود را سیخ میزنچو میدانی که دزدیدهست جام او
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۰ جلال الدین محمد مولویدر هر دو جهان است و نبودهست و نباشدجز دیدن روی تو کرامات افندی
- غزل شمارهٔ ۳۱۳۳ جلال الدین محمد مولوینزلت چشیدم رویت ندیدمآن قرص مه را کی مینمایی
