جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۲٬۰۳۰ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۱۷۱ - عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کند و او را به او دهد و دانست کی آن فتنه جزای او بود و قصد او بود و ظلم او بر صاحب موصل کی و من اساء فعلیها و ان ربک لبالمرصاد و ترسیدن کی اگر انتقام کشد آن انتقام هم بر سر او آید چنانک این ظلم و طمع بر سرش آمد جلال الدین محمد مولویغصب کردم از شه موصل کنیزغصب کردند از من او را زود نیز
- بخش ۱۱۷ - بیان مجاهد کی دست از مجاهده باز ندارد اگر چه داند بسطت عطاء حق را کی آن مقصود از طرف دیگر و به سبب نوع عمل دیگر بدو رساند کی در وهم او نبوده باشد او همه وهم و اومید درین طریق معین بسته باشد حلقهٔ همین در میزند بوک حق تعالی آن روزی را از در دیگر بدو رساند کی او آن تدبیر نکرده باشد و یرزقه من حیث لا یحتسب العبد یدبر والله یقدر و بود کی بنده را وهم بندگی بود کی مرا از غیر این در برساند اگر چه من حلقهٔ این در میزنم حق تعالی او را هم ازین در روزی رساند فیالجمله این همه درهای یکی سرایست مع تقریره جلال الدین محمد مولویاز برای حکمتی و صنعتینیز تا باشد دلت در حیرتی
- بخش ۷۴ - قصهٔ ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانش را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب محکمی در و گرانی قفل جلال الدین محمد مولویپس اشارت کرد میری را که رونیمشب بُگشای و اندر حُجره شو
- چهل و دوم جلال الدین محمد مولویآن لب که بسته باشد، خندان کنیش در حینچشمی که درد دارد، او را چو توتیایی
- بخش ۳۴ - منازعت امرا در ولی عهدی جلال الدین محمد مولویاینک این طومارْ برهانِ منستکین نیابت بعد ازو آن منست
- بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیهالسلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن جلال الدین محمد مولویور به دندان گوید او بنما وبالپس ببینی تو ز دندان گوشمال
- بخش ۴۴ - ترک کردن آن مرد ناصح بعد از مبالغهٔ پند مغرور خرس را جلال الدین محمد مولویزین سبب تو از ضریر مهتدیرو بگردانیدی و تنگ آمدی
- بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه جلال الدین محمد مولویزن بر قاضی در آمد با زنانمر زنی را کرد آن زن ترجمان
- بخش ۱۷ - نواختن مجنون آن سگ را کی مقیم کوی لیلی بود جلال الدین محمد مولویای که شیران مر سگانش را غلامگفت امکان نیست خامش والسلام
- بخش ۲۸ - باز گردانیدن صدیق رضی الله عنه واقعهٔ بلال را رضی الله عنه و ظلم جهودان را بر وی و احد احد گفتن او و افزون شدن کینهٔ جهودان و قصه کردن آن قضیه پیش مصطفی علیهالسلام و مشورت در خریدن او جلال الدین محمد مولویدر ده جغدان فضولی میکنیفتنه و تشویش در میافکنی
- بخش ۲۵ - کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب جلال الدین محمد مولویآب میزد بانگ یعنی هی ترافایده چه زین زدن خشتی مرا
- بخش ۷۶ - امیر کردن رسول علیهالسلام جوان هذیلی را بر سریهای کی در آن پیران و جنگ آزمودگان بودند جلال الدین محمد مولوییک جوانی را گزید او از هذیلمیر لشکر کردش و سالار خیل
