جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۲۱۴ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۴۷۶۱ صائبکی به درد آید دلش از رنگ زرد سایلان؟رو سیاهی را که نان شد در بغل ز امساک سبز
- غزل شمارهٔ ۴۸۳۲ صائبدردِ خودبینی بود صد پرده از کوری بتراخترِ اربابِ بینش را وبال این است و بس
- غزل شمارهٔ ۴۸۶۸ صائبمی توان تا شد بیابان مرگ از درد طلبنقش بالین و غبار خاطر بستر مباش
- غزل شمارهٔ ۴۸۷۸ صائباز گداز جسم، خون خویش خوردن غافلی استدرد اگر در باده احمر نباشد گو مباش
- غزل شمارهٔ ۴۸۷۹ صائبمور از درد طلب آورد بال و پر برونجانب ما یار مایل گر نباشد گو مباش
- غزل شمارهٔ ۴۹۱۳ صائبدرد بستان وجود از تیرهبختی چون قلمرزق من کوتاهی عمرست از گفتار خویش
- غزل شمارهٔ ۴۹۱۹ صائبدرد را درمان کند دندان فشردن بر جگراز طبیبان چند جست و جو کنی درمان خویش؟
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۱ صائبدرد کم قیمتی از درد شکستن بیش استبه که برسنگ زنم گوهر بی قیمت خویش
- غزل شمارهٔ ۵۱۰۴ صائبدرد شد چون کهنه،درمان می شوددایم از درد طلب بیمار باش
- غزل شمارهٔ ۵۱۰۹ صائباز سیهمستان نمیآید تمیز درد و صافمیکنم یکسان به ذوق بوسه و دشنام رقص
- غزل شمارهٔ ۵۱۲۱ صائبصائب از درد جدایی خون خود را می خورمهرکجا با هم دو یار مهربان گردند جمع
- غزل شمارهٔ ۵۱۵۴ صائبنیست بر آیینه دُردیکشان گرد خلافمیتوان چون جام می دیدن ته دلهای صاف
