جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۲۱۵ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۵۱۶۰ صائبغافلی از دردمندی ای دل بیمار حیفپیش عیسی درد خود را می کنی اظهار حیف
- غزل شمارهٔ ۵۱۹۲ صائبصائب به درد خویش ز درمان کن اختصارکز درد بی دواست گرانتر دوای خلق
- غزل شمارهٔ ۵۱۹۹ صائباز پشیمانی زپشت دست خود سازد گزککوته اندیشی که ریزد درد ساغر را به خاک
- غزل شمارهٔ ۵۲۱۰ صائبسخن که نیست در او درد، تیغ بی آب استزبان خویش بشو صائب از نصیحت خشک
- غزل شمارهٔ ۵۲۵۲ صائبشود به صبر دوا دردهای بی درمانچه درد خود کنی آلوده دوا ای دل
- غزل شمارهٔ ۵۲۸۷ صائبگاه می خندم ز شادی گاه می گریم ز دردزان که هم از یارو هم از اغیار دورافتاده ام
- غزل شمارهٔ ۵۲۹۲ صائبدرد و داغ عشق دارد از بهشتم بی نیازدر دل دوزخ سر از کوثر برون آورده ام
- غزل شمارهٔ ۵۳۰۳ صائبتا ز می قانع به خوناب جگر گردیده امسرخ رو از باده بی درد سر گردیده ام
- غزل شمارهٔ ۵۳۱۶ صائبدر سر شوریده من عقل سودا میشودمیکند گرد یتیمی درد را پیمانهام
- غزل شمارهٔ ۵۳۲۶ صائبمی شمارند اهل درد از بیغمانم گرچه منداغ خود را خوش نمک از شورمحشر ساختم
- غزل شمارهٔ ۵۳۷۴ صائبسینه چون پر رخنه شد از آه، می گردد زرهدل دو نیم از درد چون شد ذوالفقار آید به چشم
- غزل شمارهٔ ۵۴۱۸ صائببر دل من کلفتی از درد و داغ عشق نیستبستر و بالین ز آتش چون سمندر میکنم
