جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۵۰۷ نتیجه برای «راز» · صفحهٔ ۲۱۸ از ۴۵۹
- غزل شمارهٔ ۴۸۷ جلال الدین محمد مولویهلالوار ز راه دراز میآیندبرای کارگزاری ز قاضیالحاجات
- غزل شمارهٔ ۵۰۰ جلال الدین محمد مولوینگذارد نه کوته و نه درازآتشی کو دراز و کوته نیست
- غزل شمارهٔ ۵۵۴ جلال الدین محمد مولویاز تبریز شمس دین دست دراز میکندسوی دل و دل من از دسترسی چه میشود
- غزل شمارهٔ ۶۲۹ جلال الدین محمد مولویآن آهوی مفتونش چون تازه شود خونشآن شیر بدان آهو در میمنه بگرازد
- غزل شمارهٔ ۶۷۹ جلال الدین محمد مولویچو سر چاکری عشق دریافتفراز هفت چرخ مهتری شد
- غزل شمارهٔ ۷۰۱ جلال الدین محمد مولویگر دست و ترازوی نداریتا برکشی کز صفا چه دارد
- غزل شمارهٔ ۷۴۳ جلال الدین محمد مولویاز فراز عرش و کرسی بانگ تحسین میرسیدتا به پشت گاو و ماهی از رخش پرنور بود
- غزل شمارهٔ ۷۶۲ جلال الدین محمد مولویتو سخن گفتن بیلب هله خو کن چو ترازوکه نماند لب و دندان چو ز دنیا گذر آید
- غزل شمارهٔ ۷۶۶ جلال الدین محمد مولویخضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردددر مرگ برخورنده ابدا فراز گردد
- غزل شمارهٔ ۸۴۹ جلال الدین محمد مولویآنها نهفتگانند وینها که اهل رازنداز رنگ همچو چنگی باری دوتات کردند
- غزل شمارهٔ ۸۶۹ جلال الدین محمد مولویپاها مکش دراز بر این خوش بساط خاککاین بستریست عاریه میترس از نورد
- غزل شمارهٔ ۹۱۲ جلال الدین محمد مولوینگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنندکه سخت دست درازند بسته پات کنند
