جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۲۴ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۱۴ جلال الدین محمد مولویعالم چو کوهِ طور دان، ما همچو موسی طالبانهر دم تجلّی میرسد، برمیشکافد کوه را
- غزل شمارهٔ ۲۹ جلال الدین محمد مولویای صورت عشق ابد خوش رو نمودی در جسدتا ره بری سوی احد جان را از این زندان ما
- غزل شمارهٔ ۳۸ جلال الدین محمد مولویدلق من و خرقهٔ من از تو دریغی نبوَدوآن که ز سلطان رسدم نیم مرا نیم تو را
- غزل شمارهٔ ۴۴ جلال الدین محمد مولویچرخ زنان بدان خوشم، کآب به بوستان کشممیوه رسد ز آب جان، شوره و سنگ و ریگ را
- غزل شمارهٔ ۴۶ جلال الدین محمد مولویکحل نظر در او نهد دست کرم بر او زندسینه بسوزد از حسد این فلک خمیده را
- غزل شمارهٔ ۵۶ جلال الدین محمد مولویجواب آنک میگوید به زر نخریدهای جان راکه هندو قدر نشناسد متاع رایگانی را
- غزل شمارهٔ ۹۸ جلال الدین محمد مولویهم دایه جانهایی و هم جوی می و شیرهم جنّت فردوسی و هم سدره خضرا
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ جلال الدین محمد مولویتنِ باسَر نداند سرّ کن راتن بیسر شناسد کاف و نون را
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ جلال الدین محمد مولویزان پیش که دررسد گرانیبرجه سبک و میان ما آ
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ جلال الدین محمد مولویبوی جانش چون رسد اندر عقیم سرمدیزود از لذت شود شایسته مر اعلاق را
- غزل شمارهٔ ۱۹۳ جلال الدین محمد مولویما کان زر و سیمیم دشمن کجاست زر رااز ما رسد سعادت یار و عدوی ما را
- غزل شمارهٔ ۱۹۹ جلال الدین محمد مولویجان چشم تو ببوسد و بر پات سر نهدای مروه را بدیده و بررفته بر صفا
