جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۲۳ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ خاقانی شروانیبا درد تو کس منت مرهم نپذیردبا وصل تو کس ملکت عالم نپذیرد
- شمارهٔ ۲۱۰ - در مرثیهٔ اهل بیت خود خاقانی شروانیدل درد زده است از غم زنهار نگه دارشکو میوهٔ دل باری بر بار نگه دارش
- شمارهٔ ۲۶۱ - در مرثیهٔ اهل بیت خود خاقانی شروانیبر درد دل دوا چه بود تا من آن کنمگویند صبر کن، نه همانا من آن کنم
- شمارهٔ ۷۴ وحشی بافقیکوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیستچیست عشق و کیست مرد عشق و درد مرد چیست
- شمارهٔ ۷۵ وحشی بافقیقدر اهل درد صاحب درد میداند که چیستمرد صاحب درد، درد مرد، میداند که چیست
- شمارهٔ ۱۰۰ وحشی بافقیاز پیِ بهبودِ دردِ ما دوا سودی نداشتهرکه شد بیمارِ دردِ عشق بهبودی نداشت
- شمارهٔ ۲۴۳ وحشی بافقیدر ماندهام به درد دل بی علاج خویشو ز بد مزاجی دل کودک مزاج خویش
- حکایت شمارهٔ ۲۲ سعدی شیرازییکی را از ملوک مرضی هایل بود که اِعادتِ ذکرِ آن ناکردن اَوْلیٰ. طایفهٔ حکمایِ یونان متفّق شدند که مر این درد را دوایی نیست مگر زَهْرهٔ آدمی به چندین صفت موصوف. بفرمود طلب کردن.
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۴ جلال الدین محمد مولویباده نمیبایدم فارغم از درد و صافتشنه خون خودم آمد وقت مصاف
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۰ جلال الدین محمد مولویباده ده ای ساقی جان باده بیدرد و دغلکار ندارم جز از این گر بزیم تا به اجل
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۱ جلال الدین محمد مولویچو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داریچو آهوی منی ای جان ز شیر نر چه غم داری
- بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی «امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار، گواه استحقاق است جلال الدین محمد مولویآن نیاز مریمی بودهست و دردکه چنان طفلی سخن آغاز کرد
