جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۷۸ نتیجه برای «گه» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۲۳ از ۳۲
- حکایت شمارهٔ ۲۸ سعدی شیرازیگفت: ای یارِ عزیز! تَعزیتم کن که جای تهنیت نیست. آنگه که تو دیدی، غمِ نانی داشتم و امروز تشویشِ جهانی.
- شمارهٔ ۳۶ سعدی شیرازیگر این صرفه نگهداری همه عمرنه دینارت زیان باشد، نه دِرهم
- در مرثیهٔ عز الدین احمد بن یوسف سعدی شیرازیبالا تمام کرده درخت بلند نازناگه به حسرت از نظر باغبان برفت
- سوم جلال الدین محمد مولویبندگان بسیار آیند و روند بر درگهشلیک آستان درش لازم بود درگاه را
- سی و هشتم جلال الدین محمد مولویهر روز بگه ز در درآییبر دست شراب آشنایی
- شمارهٔ ۱ - در انتقاد از اوضاع کشور ایرج میرزاآفرین گفتم بر طبع گهربار تو، منبه خدا، مات شدم در تو و در کار تو، من
- بخش ۶ جامیوانگه آن رخنه را ز پخته و خامهر چه یابد به آن علاج کند
- شمارهٔ ۲۰ - ای گربه پروین اعتصامیجای تو شبانگه و سحرگاهدر دامن من تهیست بسیار
- بخش ۵۵ - صحبت با شاعر هندی برتری هری اقبال لاهوریآن نوا پرداز هندی را نگرشبنم از فیض نگاه او گهر
- بخش ۱۶ - طاسین مسیح اقبال لاهوریناگهان آن جوی سیمین یخ ببستاستخوان آن جوان در تن شکست
- حکایت شمارهٔ ۲ سعدی شیرازی… دین بر این نمط بگفتم که گمان بردم که دلش بر قید من آمد و صید من شد. ناگه نفسی سرد از سر درد بر آورد و گفت: چندین سخن که بگفتی در ترازوی عقل من وزن آن سخن ندارد که وقتی شنیدم از قابله خویش که گفت زن جوان را اگر تیری در په …
- حکایت شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیپدر را از این حال آگهی دادند. برادرانش را بخواند و گوشمالی بهواجب بداد. پس هر یکی را از اطرافِ بلاد حِصّه معین کرد، تا فتنه بنشست و نزاع برخاست؛ که ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.
