جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴٬۱۹۳ نتیجه برای «سوز» · صفحهٔ ۲۴۳ از ۳۵۰
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۲ جلال الدین محمد مولویچه شود اگر زمانی بدهی مرا امانیکه نه سیخ سوزد ای جان نه تبه شود کبابم
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۹ جلال الدین محمد مولویجان سپاریم دگر ننگ چنین جان نکشیمخانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه شویم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۶ جلال الدین محمد مولویپیش آر آن شراب خردسوز دلفروزتا همچو دل ز آب و گل خویش بگذریم
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۲ جلال الدین محمد مولویمنی حق شود پیدا منی ما فنا گرددبسوزد خرمن هستی چو ماه حق کند خرمن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۳ جلال الدین محمد مولویاز عشق جهان سوزت وز شوق جگردوزتبی هیچ دعاگویی عالم شده پرآمین
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۶ جلال الدین محمد مولویهم آتش سوزان شو هم پخته و بریان شوهم مست شو و هم می بیهر دو تو گیرا کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۶ جلال الدین محمد مولویبگو به هرچ بسوزی بسوز جز به فراقروا نباشد و این یک ستم روانه مکن
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۴ جلال الدین محمد مولویگفت شرارهای از آن گر ببری سوی دهانحلق و دهان بسوزدت بانگ زنی گلو گلو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۱ جلال الدین محمد مولویسری است سمندر را ز آتش بنمی سوزدجانی است قلندر را نادرتر از آن برگو
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۰ جلال الدین محمد مولویمبر از یار مبر خانه اسرار مسوزگل و گلزار مکن جانب هر خار مرو
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۱ جلال الدین محمد مولویچو در صبر آیم بود صدر اوچو از غم بسوزم بود مجمر او
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۸ جلال الدین محمد مولویآمد به مکر آن لعل لب کفچه به کف آتش طلبتا خود که را سوزد عجب آن یار تنها آمده
