جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۲۵۵ از ۶۴۷
- بخش ۹۷ - پس از طبس ناصرخسرو قبادیانی… رد گیلکی مرا حکایت کرد که وقتی ما از تون به گنابد میرفتی دزدان بیرون آمدند و بر ما غلبه کردند. چند نفر از بیم خود را در چاه کاریز افکندند بعد از آن از آن جماعت یکی را پدری مشفق بود بیامد و یکی را به مزد گرفت و در آن چاه …
- بخش ۷۰ - نقاشی ناصرخسرو و حیرت اعراب بدوی ناصرخسرو قبادیانی… آن بردم ایشان بدیدند عجب داشتند و همه اهل حصار جمع شدند و به تفرج آن آمدند و مرا گفتند که اگر محراب این مسجد را نقش کنی صد من خرما به تو دهیم و صد من خرما نزدیک ایشان ملکی بود، چه تا من آن جا بودم از عرب لشکری به آن جا …
- شمارهٔ ۱ خاقانی شروانیمعمّا بر از ابجد آمد به معنیچو معنی که هم برتر آمد ز اسما
- شمارهٔ ۲۰ - مطلع دوم خاقانی شروانیشاهد سرمست من صبح درآمد ز خوابکرد صراحی طلب، دید صبوحی صواب
- شمارهٔ ۴۳ - تجدید مطلع خاقانی شروانیاز افق صلب شاه بین که مه نوآمد و عید جلال بر اثر آورد
- شمارهٔ ۵۶ - قصیده خاقانی شروانیبرخاست از آنجا و سفر کرد به مشرقباد آمد و باران زد و جایش بپراکند
- شمارهٔ ۶۹ - در مدح نظام الملک قوام الدین خاقانی شروانیچرخ آن دو قرص زرد و سپید اندر آستینآمد بر آستانش و بر خوان نو نشست
- غزل شمارهٔ ۸۱ خاقانی شروانیآمد کبوتر تو و نامه رساند و گفتپیش از کبوتر آمدن از در درآیمت
- شمارهٔ ۱۰۱ - مطلع دوم خاقانی شروانیز آن حرف صولجان وش زیرش دو گوی ساکنآمد چو صفر مفلس وز صفر شد توانگر
- شمارهٔ ۱۰۳ - این قطعه را در واقعهٔ حبس خویش گفته خاقانی شروانیسیه سپید جهان گوئی از دوات تو خاستکه صورت شب و روز آمد آبنوس نهاد
- شمارهٔ ۱۰۴ - مطلع پنجم خاقانی شروانیخاقانی آمد از جان چون حلقه بر در توبیپا و سر چو حلقه حلقه به گوش چون در
- شمارهٔ ۱۲۱ - در هنگام زیارت مدینهٔ منوره گفته و در آن خاک نهفته است خاقانی شروانیزین سفر مقصود امسالش تو بودستی نه حجکالامان گویان به درگاه آمد و جان تازه کرد
